جدیدترین مطالب خلاقیت
خانه » اسلاید » چگونه عروسک مورچه و لاک‎پشت بازیافتی تبدیل به پدیده فرهنگی شد؟!

چگونه عروسک مورچه و لاک‎پشت بازیافتی تبدیل به پدیده فرهنگی شد؟!

کلاه قرمزی 94 95 96 RedHat

شاید در ابتدای کار کسی نمی توانست حتی تصور کند خلاقیت به کار رفته صرفه جویی اقتصادی در بودجه برنامه ای تلویزیونی بتواند نه تنها سودآور باشد، بلکه به قدری رشد کند که لقب پدیده فرهنگی بگیرد. پدیده ای که نسلهای امروزی را با نسل های بیش از دو دهه پیش پیوند می دهد؛ هر روز پررنگ و پویا تر می شود و همراه خالقانش رشد می کند.

خلاقیت ایرج طهماسب و حمید جبلی در بازیافت عروسک مورچه و لاک پشت سبب خلق پدیده ای به نام کلاه قرمزی و پسرخاله شد که امروز یک پدیده فرهنگی به حساب می آید

کلاه قرمزی نام شخصیت عروسکی ایرانی است که توسط ایرج طهماسب و حمید جبلی خلق شده‌ است؛ بیش از دو دهه فعالیت در عرصهٔ سینما و تلویزیون این عروسک را به پدیده‌ای فرهنگی تبدیل کرد که توانست مخاطبان زیادی در بین نسل‌های گوناگون پیدا کند. فیلم‌های ساخته شده براساس این شخصیت از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است و مجموعه‎های تلویزیونی آن یقینا برای هر نسلی خاطره انگیز و جذاب است؛ کلاه قرمزی حتی در چند بازی کامپیوتری و موبایلی نیز سبب جلب محبوبیت برای تولیدکنندگان آن بازی‎ها شده!

بازی کامپیوتری کلاه قرمزی در موبایل

بازی کامپیوتری کلاه قرمزی در موبایل

خلاقیت و پیگیری ایرج طهماسب و حمید جبلی شاید سبب شده پس از بیش از دو دهه، مجددا به «عکس برگردان»، «لوازم تحریر» و حتی «عروسک»های کلاه قرمزی و پسرخاله مجدداوارد بازار شود!

عروسک کلاه قرمزی: کپی ناشیانه‌ای از کلاه قرمزی! بدون چشم تا به تا!

عروسک کلاه قرمزی: کپی ناشیانه‌ای از کلاه قرمزی! بدون چشم تا به تا!

کلاه قرمزی حتی توانست در بازی‎های «هفت سین کلاه قرمزی» و «کلاه قرمزی تهران 1 و2» نیز به دنیای کامپیوتر وارد شود!

ورود کلاه قرمزی به کامپیوتر با بازی موبایل

ورود کلاه قرمزی به کامپیوتر با بازی موبایل

 

علاقه مندی به کار کودک، خلاقیت و خلق کلاه قرمزی و پسرخاله از زبان ایرج طهماسب و حمید جبلی

جبلی: مدرسه برای ما جای دلچسبی نبود به خاطر همین وقتی می‌رفتیم کانون و می‌دیدیم یک جایی هست که به بچه‌ها احترام می‌گذارند و با آن‌ها حرف می‌زنند لذت می‌بردیم.
در مدرسه 70 بچه توی یک کلاس بودند و معلم تا آخر سال اسم بچه‌ها را هم یاد نمی گرفت، اما در کانون مثلا بیضایی کتاب نوشته بود برای بچه‌ها و آن وقت خودش می‌آمد و می‌نشست با بچه‌های کانون درباره کتابش حرف می‌زد. همین شد که در کانون ماندیم و بعد از بزرگ شدن مربی بچه‌ها شدیم و فهمیدیم همان چیزهایی که یاد گرفته‌ایم باید با همان روش به بچه‌ها یاد بدهیم. این رابطه با کودکان و کار کودک از همان کانون شکل گرفت و از آنجا در ما ادامه پیدا کرد.

ایرج طهماست و حمید جبلی: خالقان کلاه قرمزی

ایرج طهماست و حمید جبلی: خالقان کلاه قرمزی

جبلی: من و آقای طهماسب از سال‌ها کودکی و نوجوانی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان حضور داشتیم. آنقدر در آنجا ماندیم که وقتی بزرگ شدیم نمی‌دانستند ما را چه کار کنند. از اولین دوره وارد شده بودیم و وقتی 18 ساله شده بودیم باید از آنجا می‌رفتیم اما نرفتیم و ماندیم و شدیم مربی کانون.

خلاقیت 1: معرفی مشاغل در برنامه کودک!
دهه شصتی‎ها و بزرگترها، به خوبی برنامه صندوق پست را به خاطر دارند؛ برنامه ای که با مجری گری ایرج طهماسب در زمانی اجرا می‎شد که اجرای زنده برنامه‎های تلویزیونی بسیار کم بود؛ زمانی که گاهی حتی پخش مستقیم فوتبال هم با مشکلات زیادی روبرو بود صندوق پست برنامه ای بود که در دهه 60 و اوایل 70 از برنامه کودک شبکه یک سیما پخش می‎شد و ایرج طهماسب نقش اقای مجری را داشت. صندوق پست یک برنامه تلویزیونی برای کودکان و نوجوانان بود که در آن، قرار بود هر شغلی، نماینده‌ای داشته باشد؛ بنا، بقال و….

خلاقیت 2 – نوآوری 1: عروسک‎های بازیافتی!
ایرج طهماسب و حمید جبلی، نویسنده و کارگردان مجموعه تلویزیونی کلاه قرمزی، در یک گفت‌و گوی مطبوعاتی با ماهنامه ۲۴ تعریف کرده‌اند که در برنامه صندوق پست، به دلیل کمبود بودجه، امکان ساخت عروسک‌های جدید را نداشته‌اند. به همین خاطر از عروسک‌های نه چندان شناخته شده آرشیو تلویزیون استفاده می‌کرده‌اند و این عروسک‌ها را برای حضور برابر دوربین، مقداری تغییر شکل می‌داده‌اند.
کلاه قرمزی در واقع یک مورچه عروسکی بود که از آن در برنامه «شانه به سر دانا» استفاده می‌شد و سازنده آن مسعود صادقیان بود. وی سابقه ساخت عروسکهای برنامه هادی و هدی، مدرسه موشها و السون و ولسون رو در کارنامه خود دارد. چند سال بعد برای ساخت برنامه صندوق پست این عروسک از آرشیو بیرون کشیده شده و با ایجاد تغییراتی توسط مرضیه برومند به کلاه قرمزی اولیه تبدیل می‌شود.

طهماسب: عروسک کلاه قرمزی مورچه با شاخک‌های بلند برای برنامه ای بود که چند ماه قبل پخش شده بود، پسر خاله هم قبلا لاک پشت بود و ما این عروسک‌ها را به انسان تبدیل کردیم.

کلاه قرمزی و پسرخاله در آرشیو عروسک

کلاه قرمزی و پسرخاله در آرشیو عروسک

خلاقیت 3 – نوآوری 2: کشف نیازها
در یکی از قسمت‌ها، قرار بود کلاه قرمزی شاگرد کفاشی باشد که آمده تا کفش واکس خورده‌ آقای مجری را به او بدهد. سازندگان برنامه قرار می‌گذارند این پرسوناژ درست صحبت نکند تا آقای مجری بتواند درباره موضوع درست صحبت کردن، بچه‌ها را نصیحت کند و بگوید ببینید این خوب حرف نمی‌زند، شما سعی کنید قشنگ حرف بزنید.

حضور کلاه قرمزی در برنامه صندوق پست

حضور کلاه قرمزی در برنامه صندوق پست

 

طهماسب: در یک دوره‌ای تکلم نادرست بین بچه‌ها خیلی رایج بود. بچه‌ها بد صحبت می‌کردند. البته این مشکل حالا هم به طور کامل حل نشده، همین الان بین خبرنگاران تلویزیون می‌بینیم این مشکل وجود دارد و تکلم صحیح ندارند. این دغدغه ذهنی من بود که برای بچه‌ها جا بیندازیم درست صحبت کنند. این ویژگی در مورد شخصیت کلاه قرمزی خیلی برایم مهم بود.
در مورد پسر خاله هم دیدیدم یک نوع حجب و حیا در بچه‌ها ممکن است در ادامه به انزوا، گوشه‌گیری و تنهایی برسد. فکر کردیم می‌شود بچه‌ها را به دو دسته تقسیم کرد. بچه شلوغ و پلوغ و پر حرف و بد تکلم و بچه‌ای که جرات ابراز وجود ندارد. این دو شخصیت قرار بود روی این دو نقص تاثیر بگذارند و بچه‌ها را دعوت به حل این مشکل کنند.

طهماسب: الان در دنیا یک تفکر می‌گوید آمد بزرگ خیلی مهم است و ارجحیت دارد و باید برایش سرمایه گذاری کرد. تفکر دیگری هم هست که می‌گوید برویم از صداقت کودکانه استفاده کنیم . الان در غرب انیمیشن می‌سازند برای بزرگسالان که آنها را به شادابی دوران کودکی دعوت کنند. ولی در اینجا فعلا آدم بزرگ‌ها خیلی مهم‌تر هستند. شاید ما هم به زودی متوجه بشویم که باید آدم‌ها را سوق بدهیم به پاکی دوران کودکی به هر حال این دو جور روش سیاست گذاری فرهنگی است.

خلاقیت 4: توجه به سلیقه مخاطب
کلاه قرمزی وارد استودیو شد و همان‌جا ماند؛ چون کسانی که در اتاق فرمان نشسته بودند، از او خوششان آمد. آن‌ها اصرار کردند که او در اپیزود بعد هم حضور داشته باشد و این طور شد که عادت خوب حرف نزدن کلاه قرمزی، توی حرف پریدن و زیاد نزدیک شدنش به آقای مجری موقع حرف زدن، تبدیل به ویژگی‌هایی شد که او را بین بچه‌ها و بزرگ‌تر‌ها محبوب کرد.

حمید جبلی : ورود عروسک کلاه قرمزی به استودیو کاملا تصادفی بوده و او اصلا قرار نبوده به شخصیت ثابت برنامه «صندوق پست» تبدیل شود.

 خلاقیت 5 – نوآوری 3: آموزش غیر مستقیم!
حقیقت آن است  بازی‎گوشی‎های خنده دار و البته خلاقانه او بود که علی‎رغم بی‎شیله بودن، نکات آموزشی ارزنده‎ای را به دور از روش نصیحت مستقیم که نه تنها در آن زمان، بلکه حتی امروز نیز در برنامه‎ها رواج دارد بود.دور از ذهن نیست که بگوییم خلاقیت خالقان این شخصیت در نوآوری شیوه آموزش بود که این شخصیت معمولا خطاکار(!) شیطون را در دل همه جا کرد!
شاید مهمترین عامل موفقیت کلاه‎قرمزی چشم تا به تا(!) و پسرخاله را بتوان در «ضعف‎ها»ی شخصیتیشان دانست! شخصیتی که در نگاه اول از اسطوره پاکی و عاری بودن از خطا، تا حد یک کودک نادان و بدون آداب معاشرت پایین می‎آمد تا حس «هم ذات پنداری» و «همزاد پنداری» را در مخاطب ایجاد کند؛ پسرخاله هم در عین مرام و مسئولیت پذیری عاری از خطا نبود! جسورف بی ادب و پر رو بود؛ گاهی اوقات با بی‎ادبی و پرخاش برخورد می‎کرد و مخاطبان شبیه خود را وادار به همزاد پنداری می‎کرد… اکنون نوبت اشتباه کردن بود و پس از آن نوبت آقای مجری که به صورت غیر مستقیم، به‎جای دعوا کردن و نصیحت بی‎مورد، تلاش کند مانند یک پدر مشکل را حل کند؛ درون مایه و چالشی که حتی در مجموعه‎های امروزی کلاه قرمزی نیز رعایت شده است.

خلاقیت 6 – نوآوری 4: استمرار
تولیدکنندگان مجموعه کلاه قرمزی که به خوبی نسبت به پدیده فرهنگی که ایجاد کرده بودند آگاهی داشتند، با تکیه بر علاقه «بچه‎های دیروز»  و زنده کردن حس نوستولوژیک نخستین حضور کلاه قرمزی در تلویزیون، آن را به سینما آوردند! درواقع ماجرای آمدن کلاه قرمزی به تلویزیون در نخستین برنامه‎ای که قرار بود در آن فقط برای یک بار مهمان باشد، دستمایه نویسندگان خلاق این مجموعه شد تا فیلم «کلاه قرمزی و پسرخاله» که در واقع پیش درآمدی بر نخستین نمایش کلاه قرمزی در تلویزیون بود را خلق کنند؛ فیلمی که حتی هنوز هم رکورد پر فروش‎ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در زمان خود را یدک می‎کشد!

طهماسب: سیاست‌های غرب در نحوه اداره رسانه این است که پافشاری می‌کنند بر ادامه دادن یک شکلی از بیان هنری، مثلا تام و جری را سال‌ها ادامه می‌دهند. پافشاری می‌کنند و از آن نگهداری می‌کنند تا تبدیلش کنند به یک چیز نوستالوژیک برای همه نسل‌ها. ولی ما این کار را نمی‌کنیم. ما همه چیز را دور ریخته‌ایم. هنرپیشه دور ریخته‌ایم، قصه دور ریخته‌ایم، سریال موفق دور ریخته‌ایم… البته حالا تلویزیون به این نتیجه رسیده از آن چه دارد باید محافظت کند.الان می‌بینید که عمر برنامه‌های کودک دارد بیشتر می‌شود.

طهماسب: من به شما قول می‌دهم زی زی گولو بیشتر از 20 سال هم جذابیت دارد اگر استمرار داشت جذابیتش حفظ می‌شد.

 خلاقیت 7- نوآوری 5: به روز رسانی با توجه به نیاز و درخواست مخاطب
هر سال شخصیت های تازه ای به داستان اضافه شده اند. پسرعمه زا، فامیل دور، ببعی، آقوی همسایه و جیگر، مهم ترین این شخصیت ها هستند. بسیاری از این شخصیت ها حالا در بین قشرهای مختلف مردم ایران طرفدارانی دارند و تکیه کلام ها و لحن صحبت کردنشان تقلید می شود. بخش های جذاب این مجموعه تلویزیونی در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود و طرفدارانشان صفحه های مخصوصی برای آن ها ایجاد می کنند. با این حال مردم ثابت کرده اند هنوز همان کلاه قرمزی معصوم و ساده «کودک خطاکار» را بیشتر دوست دارند.

طهماسب: زیاد پیش آمده بود که از علاقه مندان کلاه قرمزی بپرسم الان دوست دارید قصه جدید کلاه قرمزی چه باشد. این‌ها چون همه‌شان بزرگ شده بودند می‌گفتند اگر ازدواج کند یا بچه‌داری کند بامزه می‌شود. فکر کردم خوب این هم جالب است و می‌شود به چنین قصه ای پرداخت . دیدم فکر خوبی است خصوصا که این الان یک معضل داخلی و خارجی است. میل به تشکیل خانواده و بچه‌داری در دنیا به شدت ضعیف شده است.

کلاه قرمزی و هوو ها! سرو ناز - گل قرمزی

کلاه قرمزی و هوو ها! سرو ناز – گل قرمزی

امروز «آی مرجی» دیگر «آقای مجری» شده است؛ نه جغجقه  و فرفره ای است، نه ژولی پولی، نه گلابی و نه باقی شخصیت‎های قدیمی؛ شاید خالقانش فکر می‎کنند کلاه قرمزی جدید  هم باید به روز باشد! تلاش کردند شیطنت‎هایش را کم کنند و  آنقدر عادی کردندش که «پسرخاله نمایی» شد! کاری کردند که حتی عادت مطرح «آب دهان پرانی زمان صحبت کردن» او فراموش شد!  به زور هم که شده چندین بار مورد تهدید «بزرگ شدن» قرار گرفته است؛ خالقانش حتی دوبار تلاش کردند در سینمایی‎های «کلاه قرمزی و سرو ناز» و «کلاه قرمزی و بچه ننه»، به زور او را «زن بدهند»! پسرخاله هم حتی اگر بخواهد دیگر نمی‎تواند « برود نفت بگیرد». حتی گاهی تلاش کردند به جای نان سنتی «برربری» و «سنگگ»، «نان فانتزی»  به دست آن بدهند یا در خیل شخصیت‎های مدرنی مانند ببعی، جیگر، فامیل دور و هزار شخصیت که امروز هستند و سال دیگر فراموش می‎شوند. شاید پسرخاله هم عوض شده باشد، دیگر پر رو و یک دنده و جوشی نباشد و به سرونوشت کلاه قرمزی دچار شده باشد. شاید امروز دیگر کسی برنامه «کلاه قرمزی» را به خاطر کلاه قرمزی تماشا نکند و ببعی با صحبت کردن انگلیسی و صدای نخراشیده اش برای مخاطب امروزی جذاب تر و دلنشین تر باشد اما یقینا هنوز هم نام «کلاه قرمزی» حس نوستالاژیک بزرگسالان امروز و کودکان و نوجوانان دهه 50 و 60 را جنان قلقلک می دهد که هنوز هم ایرج طهماسب و حمید جبلی به آینده «کلاه قرمزی» و مخاطب پسند بودن آن مطمئن باشند…

۴ نظر

  1. کاش عروسکاشو بفروشن من دلم میخواد مخصوصا عروسک مخمل خانو

  2. راست میگید اینا نیومدن یه عروسک و کارکتر جدید بهه ما بقبولونن همون کلاه قرمزی دوباره بهش نقش دادن
    اشاره خوبی بود واقعا ممنون 🙂

  3. کلاه قرمزی زن گرفت ما هنوز نگرفتیم :-))

  4. نازی جان خب یکی بساز. همش که نباید منتظر باشیم یکی شروع کنه.

نظر شما چیه؟

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

سوال ضد روبات (الزامی)